تبليغاتX
وبلاگ شخصی جواد وکیلی

اصولگرایان کرمانی چند قدم تا شکست بزرگ

هفته پیش بعد از مدت ها این فرصت نصیبم شد تا تا با فراغت و دقت در شهر کرمان گردشی داشته باشم.در این بازدید به تغییرات قابل توجه سیمای شهری برخوردم که نا خواسته تحسینم را برانگیخت زیرا به عنوان کارشناسی که دو سال در مشکلات محلات کرمان غوطه ور بوده است و نگاهی ریز بین (شهرداری چی وار) به زوایای تعمیر و نگهداری و ابادانی شهری دارد به این احساس رسیدم که تدبیر و پیگیری ممتدی سایه بر این فعالیت ها انداخته است.

آری اکنون که مهندس سیف الهی با تکیه بر بستر سازی  وزیر ساخت های ساختاری مهندس جلال ماب و جذب بودجه های عمرانی با حفظ تعادل سیاسی پایه های تثبیت  توانایی های خود وجناح سیاسی اش را به رخ  افکار عمومی می کشد.صدای طبل شکست مجدد اصولگرایان به گوش ها می رسد.

اصولگرایان سنتی کرمان که به سبب روابط تیره رئیس جمهور و مهندس باهنر مورد هجمه سنگین استاندار دهمرده قرار گرفته و در حالت انفعال به سر می برند.و بزرگانشان یا کوچ کرده اند یا در فکر کوچند.(اکثرا به قم؛زنجان و تهران)

طیف هیئت بیت الله هم به سبب عدم وجود ساختار های موثر تشکیلاتی و پشتیبانی سیاسی موثر و استراتژی متزلزل و بی هدف توانایی ایفای نقش موثر ندارد.

اصو لگرایان نوین نیز با دنبال کردن تقویت تشکیلات موثرو تثبیت نقش ملی خود سیاست محافظه کاری را  در مسایل استان مد نظر دارند.

در این اوضاع  با توجه به عدم کامیابی حاج آقا حسینی در ایجاد یک ائتلاف جامع الشرایط به سبب عدم حضورفیزیکی در کرمان و تفرق سران و از طرف دیگر هم گرایی  اصلاح طلبان و آشنایی آنان با بزنگاه های اجتماعی کرمان به سبب مدیریت طویل المدت سیاسی؛اقتصادی؛فرهنگی و اجتماعی شکست سنگین در انتخابات شورای شهر با تاثیری قابل توجه بر دیگر انتخابات را بر اردوگاه اصولگرایان محتمل می نماید.

با این اوصاف تنها راز کامیابی اصولگرایان حضور یک شخص مرضی الطرفین در صدر شورای هماهنگی نیروهای انقلاب کرمان با حضور فیزیکی وتاثیر گذار در کرمان است و دیگر سران مقیم در اقصی نقاط ابران نیز با هم افزایی خود؛ جریانی به دور از تلاطم های مخرب و باقدرتی تشکیلاتی چون شورای دوم ومجلس هفتم را فراهم آورند.

در این خصوص مطلب برادرم یوسف( جناح راست کرمان و اغتشاشات اخیر دانشگاه آزاد کرمان )نیز خالی از لطف نیست  

|+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388 ساعت 18:31  توسط جواد وکیلی  | 

تبریک
                                                 

بدینوسیله انتصاب استاد و محقق وارسته دکتر عباس پرداختی را به عنوان معاونت غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی کرمان به ایشان تبریک عرض نموده و آرزوی توفیق برای ایشان دارم.

|+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388 ساعت 0:41  توسط جواد وکیلی  | 

تذکرة الحضرات(داستان آن شیخ که ...)
 

سالها پیش، یکی مرد دهاتی پسرش را پی تحصیل به یک حوزه ی علمیه فرستاد که با علم شود، عاقل و هشیار شود، مخزن اسرار شود، با همگان دوست شود، یار شود، همدل و غمخوار شود، خوب و بد زندگی و رسم ادب ورزی و اخلاص بیاموزد و فرزانگی و صدق و صفا پیشه نماید.
 
پس از چند صباحی پسرک، شیخ شد و  میوه ی بر شاخ شد و پخته شد و خام شد و باد شد و باده شد و جام شد و گِرد و گلندام شد و ثقة الاسلام شد و حجة الاسلام شد و  صاحب صد نام شد و پیش خودش، مرتبه اش تام شد و قبضه ای از ریش به خود نصب نمود و سرش عمامه ی پرپیچ نهاد و شنلی بر تنش انداخت و دمپایی نعلین به پا کرد و سپس عزم وطن کرد که ملای ده خویش شود، خمس و زکات از فقرا و ضعفا، جذب کند، جن و پری از دلشان دفع کند، همدم خانان شود و محرم جانان شود و بار دل مردم نادان شود و این شود و آن شود و با کلک و حیله گری، بر همگان برتری و سروری و سرتری و رهبری و مهتری و بهتری خویش مسلم بنماید.
 
باری، گویند که در روز نخستین که پسر وارد ده شد، در آن هلهله و ولوله و غلغله و شور و شررها که به پا بود، پدر جَست و دو تا مرغ که در خانه خود داشت به پای پسرک ذبح نمود و به زنش داد که آنرا بپزد تا که ز فرزندِ سرافراز و خوش آواز و پرآوازه، پذیرایی جانانه نماید.
 
پیش از آغاز غذا آن پسرک خواست که نزد پدر و مادر خود چشمه ای از قدرت علمیِ الهی و توانایی فکری که در او جمع شده بود هویدا بنماید. چنین بود که از آن پدر و مادر فرتوت بپرسید که در سفره ما چند عدد مرغ نهادید؟ بگفتند که البته دوتا مرغ. پسر جان! چه سوالی است؟ هرآنچیز عیان است چه حاجت به بیان است؟
 
پسر گفت  که ها! فرق نگاه کسی از اهل خردمندی و فرزانگی همچون من  و یک عده عوام همچو شماها به همین است که از منظر علمی، هرآیینه در این سفره سه تا مرغ سوخاری بنهادید ولی علم ندارید و سپس چند عدد سفسطه و مغلطه و شعبده بازی  کلامی و زبان بازی پی درپی و لفاظی پیچیده و بی پایه به هم بافت، و اینگونه نشان داد که از منظر تحقیقی و تعلیمی و علمی، در آن سفره سه تا مرغ مهیاست، و این از برکت های خردمندی و علم است.
 
پدر پیر کز آن سلسله الفاظ و عبارات پریشان شده بود، از سخن آخر فرزند خودش شاد شد و گردن پرموی و سِتبرِ پسرش را بنوازید و به او گفت که احسنت بر این حُسن و کرامات تو فرزند که با این سخنِ پر برکت ، مشکل تقسیم دوتا مرغ برای سه نفر یکسره حل گشت. پس این مرغ برای من و آن مرغ دگر نیز برای ننه ات. مرغ سوخاری شده ای نیز که با علم و کرامات تو اثبات بگردیده، خودت میل نما.
 
اینچنین بود که آن شیخ، ادب گشت و بدانست که مرغی که از آن علم و کرامات شود ساخته، جز ضعف دل و سوزش ....، اثری هیچ ندارد.

باتشکر از دکتر قدیری

|+| نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388 ساعت 18:31  توسط جواد وکیلی  | 

شعر جديد عليرضا قزوه درباره حوادث پس از انتخابات

جوحی به حج واجب ماه رجب رسید
همراه شیخنا که به درک رطب رسید

می خواست تا شراب طهوری دهد به ما
جوشید آنقدر که به آب عنب رسید

صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست
گر واجبات رفت به ما مستحب رسید

از نو صلا زدند که ما را وجب کنند
از رأی‌ها به شیخ همان یک وجب رسید

مشت و وجب برای همین آفریده شد
بی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!

جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف
آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید

صفین و نهروان و جمل نوش جانشان
این کوفیان که مِهر علی شان به سب رسید

هر کس که دم زد از ادب مرد، حرف بود
هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید

بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ
آیینه شکسته شان از حلب رسید

شکر خدا که عابد و زاهد به هم شدند
این از جلو در آمد و آن از عقب رسید

دنبال کرسی اند بر این سنگ آسیا
دندان کرم خورده شان تا عصب رسید

با غرب و شرق مسخره بازان یکی شدند
نوبت به ریشخند سران عرب رسید

گوساله های سامری از طور آمدند
با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید

چیزی نبود حاصل شان از هجوم وهم
جز مشت ریسمان که به کام حطب رسید

خاموشی ام مبین که در این آتش نفاق
روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید

منبع:رجانیوز

|+| نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 8:50  توسط جواد وکیلی  | 

هفت حرف ظلمت
مرحوم کربلائی کاظم ساروقی (همان که به فضل و کرم الهی یک شبه حافظ قرآن شد) می‌گوید:

به حضرت آیه‌ا...‌العظمی بروجردی گفتم: من به سؤالات زیاد و مختلف شما پاسخ دادم، حالا من از شما می‌پرسم؟! آقا تبسّمی کرد و در میان تعجّب حاضران گفت: بپرس! گفتم: کدام سوره از قرآن است که هفت حرف از حروف الفبا را ندارد؟! آقا کمی فکر کرد و گفت: من در دوران جوانی شنیده بودم، ولی یادم نیست، شما بگویید!

گفتم: سوره «فاتحه‌الکتاب» (=سوره حمد) است که هفت حرف ندارد،

چون این هفت حرف، مربوط به هفت طبقه جهنم است و آنها را از سوره حمد که «سوره رحمت» است برداشته‌اند و در آیه‌ی‌ ظلمانی گذاشتند. آن هفت حرف ( ث - ج - خ - ز - ش - ظ - ف) است:

حرف ث: (فرقان/13و14). از کلمه «ثبور=واویلا» است و اسم مکانی در جهنم است که جای رباخواران و بدکاران است

حرف ج: از کلمه «جهنم» است (حجر/43). حرف خ: از کلمه «خُسران=زیان» است (حج/11).

حرف ز: از کلمه «زَقُّوم=درختی در جهنم و غذای گنهکاران» است (دخان/43و44).

 حرف ش: «شقاوت» و «شیطان» است (هود/106).

حرف ظ: از کلمه «لَظی» بمعنای زبانه آتش جهنم است (معارج/15).

حرف ف: از کلمه «فَزَعُ الْاَکْبَر=وحشت بزرگ» است (أنبیاء/103).

همه این حروف را بردند و در آیه ظلمانی که در سوره‌ی انعام، آیه 122 است، گذاشتند:

أو من کان میّتا فاحییناه و جعلنا له نوراً یمشی به فی النّاس کمن مثله فی الظّلمات لیس بخارجٍ منها، کذلک زیّن للکافرین ما کانوا یعلمون

آیا کسیکه گمراه بود و جزء مردگان به شمار می‌رفت، سپس ما او را هدایت و ارشاد کردیم و او را زندگانی معنوی بخشیدیم، و نوری برای عبور او از میان مردم قرار دادیم، همانند کسی است که در تاریکی‌های جهل و بی‌خبری و شرک و کفر باشد و از آن خارج نگردد؟! این چنین، برای کافران، کارهای زشتی که انجام می‌دادند، تزیین شده و جلوگر کرده است

حضرت آیه‌ا...‌العظمی بروجردی، قلم وکاغذ خواستند و این مطلب را که من گفتم، یاداشت کردند. ـ

روزنامه ندای حق، شماره 44، سال 1334 خورشیدی

باتشکر از دکتر قدیری

|+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388 ساعت 9:23  توسط جواد وکیلی  | 

سرعت:شیریاآهو؟
       

شیرگرسنه ی آفریقایی هنگام خواب به این فکرمیکندکه اگرفرداکمی سریعترازآهوبدودحتماآن راشکارمی کند واز گرسنگی نجات پیدامی کند.اماآهوی تیزپای آفریقایی نیزشب هنگام وموقع خواب به این فکرمی کندکه اگرفردا کمی از شیرآفریقایی سریعتربدود از کشته شدن نجات  پیدامی کند...مهم این نیست که توآهوباشی یا شیرآفریقایی ....مهم اینست که فردارا سریعترازامروز بدوی تا پیروز شوی...

منبع:http://mirshekar.com

|+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت 11:20  توسط جواد وکیلی  | 

جواب فوری
به اطلاع کد اپی 94.183.212.198می رسانم در  خدمتیم
|+| نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 22:10  توسط جواد وکیلی  | 

رفتن یا ماندن دهمرده ،دغدغه این است.
چهار شنبه هفته پیش طی تماسی که با حاج آقا حسینی داشتم،ایشان از من و اخوی برای شرکت در جلسه شنبه که با حضور سید مجتبی هاشمی ثمره دستیار ارشد رئیس جمهور و اعضای ستاد های شهرستانی و استانی در کرمان برگزار می شد دعوت کردند.

اخوی که معذور از حضور شد و اینجانب با اصرار بعضی دوستان راهی کرمان شدم.

حدود ساعت 30/10 صبح شنبه جلسه خصوصی با مسئولین ستاد ها آغاز شد.با کمی جسارت و حمایت حاج آقا حسینی از فیلتر های تعریف شده نمایندگان موتلفه که امور اجرایی را بر عهده داشتند عبور کردم و در جلسه شرکت کردم. متاسفانه و یا خوشبختانه از بیان مطالب جلسه با توجه به دین شرعی معین شده معذورم.

ولی آنچه که از حواشی جلسه عمومی بعد از ظهر و پرس و جو های خودم حاصل شد این بود که که طیف راست سنتی ستاد و هیئت بیت الله الحرام(ارادتمندان حاج آقا دوستعلی) به شدت از آقای دهمرده استاندار کرمان دلخور و ناراضی بوده و عزم جدی را برای برکناری وی و متقاعد نمودن هاشمی ثمره به جهت مساعدت در این امر را داشتند.

البته با حمایت حاج آقا حسینی و ارادتمندان ایشان و همچنین تاکید جناب هاشمی ثمره مبنی بر بقای ناشی از رضای رئیس جمهور، اصل امر برکناری زودرس آقای دهمرده بعید به نظر می رسد،ولیکن سرانجام آقایان رئوفی نژاد،صابری،نصرالهی و....و از طذرفی پارامتر های متغیر تاثیر گذار درنظرات شخص رئیس جمهور ناکامی ایشان را در عدم اتمام چهار ساله استانداری محتمل می نماید.

حال با توجه به نکات فوق الذکربه عنوان خادم کوچک دو دوره ریاست جمهوری در ستاد های حمایت مردمی از آقای دکتر احمدی نژاد، بیان دو توصیه را از تکالیف شرعی خود می دانم:

اول توصیه به همراهان ستادی ام اینکه سه سال ونیم باقی مانده را به عنوانی فرصتی مغتنم قدر دانسته و با سعه صدر بیشتر و کاهش حد توقعات برای احقاق هدف و آرمان بزرگی که همه ما برای آن پا به عرصه سخت رقابت گزارده ایم همت کنندو نگذارند دشمنان و منافقان با سوء استفاده از اختلاف سلائق و اصحکاک احتمالی عرصه ی بروزخود را فراهم آورند.

توصیه دوم به برادر بزرگوار جناب آقای دکتر دهمرده است که با حلم، بردباری، شفاف سازی وبهره برداری از توانمندی ها ی بالقوه و بالفعل معتقدان به گفتمان امام و رهبری عرصه را برای شکوفایی توان مدیریتی خود و همچنین رشد و تعالی و باروری جمیع الجهات استان کرمان فراهم آورند.

در پایان امیدوارم با با همدلی و وحدت وپرهیز از سخن چینان و کج اندیشان در استحصال و بهره مندی مردم نجیب و با کرامت کرمان، از نعمات  کم نظیر خدادادی این استان زر خیر موفق باشیم.

 

              خدایا چنان کن که سرانجام کار             تو خوشنود باشی و ما رستگار
|+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 23:45  توسط جواد وکیلی  | 

تبریک به آقای مهندس جلال ماب
البته شاید دلپسند نباشد زیرا کمتر از یک سال قبل انتصاب دوست و سرور بزرگوارم جناب مهندس جلال ماب را به سمت قائم مقام سازمان شهرداری ها تبریک گفتم و مطمئنم که هنوز از توانمندیهای بالقوه و فراوان ایشان در این عرصه استفاده نشده است.ولیکن امیدوارم انتصاب شایسته ایشان به سمت مدیر عاملی شرکت معادن گل گهر بتواند همراه با تدبیر و سختکوشی ایشان در شکوفایی اقتصاد استان پهناور کرمان تاثیری شگرف داشته باشد.

فلذا از صمیم قلب این انتصاب شایسته را به ایشان تبریک عرض می نمایم واز خدا پیروزی و بهورزی را برای ایشان آرزومندم.

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 ساعت 20:31  توسط جواد وکیلی  | 

پیام قدر

امشب که همه ملائک رشکوارانه به ارج الهی فرزندان انسان مامور به نزول رحمت عالمگیر رحمـة للعالمین هستند و دراین شب که علی (ع) به ملکوت اعلی پیوسته هر آنچه می اندیشم وغوطه ور در افکار و خواسته هایم از یزدان منان می شوم .در مانده و خجلزده از دستانی تهی از نیکی و متاع عبادت امیدی به جز غفران الهی به واسطه دعای خیر دوستان و پدر و مادرم ندارم.

دعا گوی همه دوستان هستم.

|+| نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388 ساعت 1:16  توسط جواد وکیلی  | 

شروع دوباره
همیشه در طوفان غبار باید منتظر بود که غبار ها بخوابد واکنون پس از ظوفان های پیاپی اندکی غبار محلی برجا مانده است .انشاءالله پس از برطرف شدن این غبار اندک هم می توانم در رسالتی که برای خودم قائلم ایفای نقش نمایم.

البته روحانیت ماه مبارک رمضان و ساعت کاری ۹ صبح که شب بیداری را می تواند توجیه نماید باعث می شود با نگارشی وارسته وبا صداقت بنویسم .ان شاء الله .

از همه دوستان التماس دعا دارم.

 

|+| نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 0:14  توسط جواد وکیلی  | 

تبریک به همه آنهایی که امروز شادند
بدینوسیله بر خود واجب می دانم از تمامی مردم ایران اسلامی ومردم شریف استان کرمان علی الخصوص تمامی نیروهای مخلص فعال در ستاد های حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد که دست در دست هم با زبون کردن مستکبران ضمن شادی قلب امام زمان حماسه ای بی بدیل را خلق کردند خاضعانه وبه عنوان کوچکترین و بی ارزش ترین فرد از این دریای بزرگ سپاسگذاری کنم.
|+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388 ساعت 16:7  توسط جواد وکیلی  | 

بازخواني انتقادات اقتصادي از عملکرد دولت نهم(1)

مقدمه:

طي چهار سال گذشته، اقتصاد کشور، فراز و نشيب‌هاي متعددي را تجربه کرده است که حتي بيان اهم آنها در گزارشي کوتاه بسيار دشوار است. تلاش جهت تحقق راهبردهاي کلان اقتصادي دولت همچون خوداتكايي در توليد، فعال‌نمودن ظرفيتهاي اقتصادي، توليد براي صادرات، توزيع عادلانه ثروت، ايجاد اشتغال، محروميت زدايي، رفع تبعيض، ارتقاء قدرت خريد مردم و رفاه اجتماعي در اولويت فعاليت‌هاي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري دولت قرار داشته است. اما نبايد از نظر دور داشت که اين تلاش‌ها تحت شرايطي صورت گرفت که کشور اگر چه با شدت و حدت متفاوت اما همواره از سوي مخالفين خارجي و داخلي تحت فشارهاي گوناگون قرار داشته است. بدون در نظر گرفتن تأثير اين عنصر مهم بر نتايج اقتصادي کشور، تحليل‌هاي انجام‌شده ناتمام خواهد بود.

در اين گزارش که در خوشبينانه‌ترين فروض تنها مي‌توان آن را يک تحليل کلان اقتصادي تلقي کرد، سعي گرديده مبتني بر مهمترين انتقادات و شبهات اقتصادي مطرح‌شده در مورد عملکرد دولت نهم که اتفاقاً نکات قوت دولت مي‌باشد، متغيرهاي اقتصادي و وضعيت اقتصادي کشور مورد تحليل قرار گيرد.

چنين چارچوبي مي‌تواند مبتني بر روند‌هاي گذشته تصويري از آنچه فراروي اقتصاد کشور، در صورت حاکميت اين تفکر، قرار دارد ترسيم نموده و عرصه‌اي هر چند کوچک را براي انديشه در باب آنچه انجام شده است و آنچه در پيش‌رو داريم فراهم سازد.

 بخش اول:

‌نقدينگي، تورّم، نرخ بهره و ‌انضباط مالي


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 ساعت 9:35  توسط جواد وکیلی  | 

عکسی با اندکی شرح؟!!
   

این یکی از عکس های خاطره برانگیز از انتخابات سال ۸۴ است که توسط حمید صادقی دوست عزیزم ضمن سفر انتخاباتی آقای احمدی نژاد به سیرجان گرفته شده است.

آن موقع احمدی نژاد نه اینکه مدعی برای ستادش نبود بلکه هر که هم در ستاد بود مغضوب بود .

با علامت ورود ممنوع حال می کردیم

اما امروز.........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!

خدا را شکر امروز اینقدر تکلیف شناس هست که برای رفع تکلیف نیازی به من و امثال بیغوله نشین ما نیست .

شاید برای همین هم هرگز در محدوده قدرت راه نیافتیم.چون به دفاتر و روال شیک عادت نداشتیم.

ما عطای رایحه خوش خدمت را به لقایش بخشیدیم.

برای عاشقان قدرت راه باز.باز است 

|+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 16:59  توسط جواد وکیلی  | 

واین است که زینب، زینب است.
              

زینب بنت علی است وعلی مظهرعجایب است .

زینب دخت فاطمه است و فاطمه فاطمه است.

زینب خواهر سروران جوانان اهل بهشت ،حسن وحسین است.

 او یک زن است ، ولی نه از آن جنس زنانی که به جبن و ترس می شناسیم ، او زنی است که از ابهت های مرد شکن بارگاه طاغوت ها نمی هراسد.

آری او یک زن است ولی نه از جنس زنان مصری که با دیدن یک یوسف دست بجای ترنج بریدند؛ او زنی است که در عاشورا دل از هجده یوسف برید.

زینب یعنی زینت پدر؛زینت علی که خود زینت عالمی است واقعاًزینب می خواهد.آری زینت علی است که در عاشورا چیزی جز زیبایی نمی تواند ببیند.

واین است که زینب، زینب است.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 ساعت 16:11  توسط جواد وکیلی  | 

درد دلی با دلم ؟؟!
کجایی ای دل خاموش من .کم کم داری فراموشم میکنی .

کجایی ای شیشۀ یاقوتی که تلالوی هر تپش تو مرا یاد مقلب القلوب می انداخت.

کجاست آن لجاجت های شریفت وقتی سنگ جلوی پای عقل می انداخت.

کجاست آن لرزه های مهیبت که وجدانم رااز جای می پراند.

کجایی که بتوانم دلتنگی کنم . آری می خواهم دلتنگی کنم برای همۀ آنچه داشتم و اکنون ندارم.

یادت هست باهم سیاست مداران مات شده در برابرمان را می نگریستیم و می خندیدیم.

بیا و بی وفایی نکن من که تورا به نا اهل نسپرده ام.

دل من دلیلت چیست که اینگونه سفت وسخت درون ظلمت جای خشک کرده ای.

باور کن که بی تو احساس ذلت می کنم در این ضلالت تن.

بیا باهم آشتی کنیم . اربعین نزدیک است.بیا باهم هئیت برویم وبه یاد مصائب زینب (س)  گریه کنیم.

یادت هست هر وقت حالمان گرفته بود می گفتیم امان از دل زینب .یادت هست که با من می گفتی از زینب(س)؛

که زینب بنت علی است وعلی مظهرعجایب است .

زینب دخت فاطمه است و فاطمه فاطمه است.

زینب خواهر سروران جوانان اهل بهشت ،حسن وحسین است.

 او یک زن است ، ولی نه از آن جنس زنانی که به جبن و ترس می شناسیم ، او زنی است که از ابهت های مرد شکن بارگاه طاغوت ها نمی هراسد.

آری او یک زن است ولی نه از جنس زنان مصری که با دیدن یک یوسف دست بجای ترنج بریدند؛ او زنی است که در عاشورا دل از هجده یوسف برید.

زینب یعنی زینت پدر؛زینت علی که خود زینت عالمی است واقعاًزینب می خواهد.آری زینت علی است که در عاشورا چیزی جز زیبایی نمی تواند ببیند.

واین است که زینب، زینب است.

 

دلم،من منتظرم تا صدای تپش هایت عاشقانه شود .

من همیشه آماده ام ،مانده کمی همت تو

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 0:48  توسط جواد وکیلی  | 

معصومیت از دست رفته
به مناسبت سی سالگی انقلاب اسلامی با تیتر بالا در خصوص شوذب ها وزبیر های عصر انقلاب متن های زیادی نوشتم ولی مثل اینکه یا دچار خود سانسوری شده ام ویا جسارت لازم را در نوشتارم احساس نمی کنم.البته وقتی به مصومیت از دست رفته خودم و اطرافیان  می نگرم حتماً نمی توانم از معصومیت از دست رفت بنویسم.

دلم نمی آید موضوعی به این فراگیری را در اعماق رایانه ام حبس کنم.

ولیکن فعلا باید به معصومیت های از دست رفته فکر کرد شما هم فکر کنید .

 

|+| نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387 ساعت 9:43  توسط جواد وکیلی  | 

انتخاب شایستۀ سرور ارجمند جناب حجت الاسلام سید احمد حسینی
                                                 

بدینوسیله انتخاب شایستۀ سرور ارجمند جناب حجت الاسلام سید احمد  حسینی را به عنوان ریاست ستاد های مردمی حمایت از دکتر احمدی نژاد در  استان کرمان به ایشان تبریک گفته و از خداوند منان برای ایشان که یکی از حامیان و اسوه های دولت اسلامی می باشند موفقیت و سرافرازی روز افزون را خواستارم.  

شخصاً بر خود لازم می دانم از حمایت تمامی اعضای ستاد و علی الخصوص سرور ارجمند جناب آقای دوستعلی به مناسبت این انتخاب شایسته قدر دانی کنم.

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 20:23  توسط جواد وکیلی  | 

تبریک به دوست گرامی جناب آقای مهندس جلال مآب
                                         Free Image Hosting

بدینوسیله ضمن ابراز سپاس و قدر دانی از جناب محصولی وزارت محترم کشوراز صمیم قلب به دوست و سرور بزرگوار جناب آقای مهندس جلال مآب تبریک عرض می نمایم و از خداوند متعال سرافرازی روز افزون ایشان را خواستارم.

|+| نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387 ساعت 0:51  توسط جواد وکیلی  | 

سپر دفاعی در برابر ناتوی فرهنگی
                                  

در خصوص انحطاط و افول امپراطوری های عظیم داستانها و افسانه های زیادی نوشته وگفته شده است ولیکن با نگاهی زیرگانه و مبتنی بر اصول تاریخی اگر نیک بنگریم در خواهیم یافت علت العلل این امر رواج فساد به معنای تام آن که شامل فساد اقتصادی ،سیاسی،اجتماعی می باشد بوده است.

یونان باستان که غرب امروز ریشه های تمدن خود را در تفکرات فیلسوفانه غیر توحیدی آن جستجو می کند از اولین اقوام مثبوت در تاریخ هستند که با رویکرد توجیه وسیله برای تجلی هدف،از رواج فساد در میان رومیان متجاوزبه جهت بلع قدرت وغیرت ناسیونالیستی رومیان و شکست آنان استفاده کردند  وهمین در نوردیده شدن اقصی نقاط روم با فساد اخلاقی  که با خود مولودان شوم فساد سیاسی و اقتصادی را به بار می آورد مسبب اصلی زوال امپراتوری روم غربی گردید.

در آن هنگام که ابراز نظرات روش های حاکمیتی ماکیاولی بر عطش شاهان و شاهزادگان تشنۀ قدرت و خسته از اراجیف مستکبرانۀ کلیسای مقدس برای در نوردیدن مرزهای اخلاق و بی پدر و مادر کردن سیاست می افزود موفقیت دوبارۀ تجربۀ یونانیان در برخورد اروپاییان تازه به دوران رسیده با انهدام کامل اندلس، تنها حکومت اسلامی مستقر در اروپا ،ترویج فساد در میان دشمن را به عنوان کارا ترین حربه برای از پای در اوردن حریفان ابر قدرت و شکست ناپذیر اثبات نمود.

رواج فساد ومیگساری و زن بارگی در دربار صفوی که نتیجه ای جز ضعف تربیت نسل های بعد نداشت ؛ نمی توانست ثمره ای جز سلطان حسین ها را به بار بیاورد که هیمنۀ امپراتوری ایران را که پشت استعمار گران اروپایی ومتجاوزان ترک و ازبک را شکسته بود در برابرتلنگر افاغنه تاب نیا ورده وفرو بپاشد.

نمونه ای دیگر از این امر را می توان در وراث آقا محمد خان قاجار یافت که برخلاف او که تا نزدیکی سواحل دریای سیاه پیشروی کرده بودند نیمی از مساحت ایران را فدای لهو و لعب کردند.

 متن فوق مقدمه ای شاید طولانی برای بیان اهمیت و لزوم توجه به تهاجم فرهنگی ویا ناتوی فرهنگی باشد لیکن برای وضوح مطلب در اذهانی که تئوری توهم توطئه را مطرح می کنند لازم به نظر می رسد.

وتنها سپر مقاوم در این جنگ فرهنگی که مورد مؤکد اسلام نیز می باشد امر به معروف ونهی از منکر می باشد

امر به معروف ونهی از منکر می تواند قالبی فراگیر از تمامی فعل و انفعالات اجتماعی باشد که یک مسلمان را در چارچوب های یک زندگی سعادتمند وهدفمند با رفتاری اخلاقی و مورد احترام حفظ کند.

البته به نظر میرسد در جامعۀ امروزی ما قالب نهی از منکر آنهم در نوع انتظامی آن در بر گیرنده و پوشانندۀ امر به معروف و درگاهی مواقع باعث ناهنجار جلوه دادن ان در اذهان عمومی گردیده است در صورتی که میتوان با نگاهی فرهنگی و هنرمندانه جلوه ای زیبا به امر به معروف ونهی از منکر بخشید.آری اگر با ابزار فرهنگی و از طریق انواع رسانه ها به امر به معروف با عنوان ابزاری مؤثر برای پیشکیری از بروز منکرات و ناهنجاری های  اجتماعی بنگریم مطمئنا هزینه های کمتری را نسبت به نهی از منکر در زمان همه گیرشدن منکرات  می پردازیم.واین است که به نظر حقیر در کنار هزینه های قابل توجه برای سرکرم کردن مردم از قبیل فوتبال و یا سریالهای تلویزیونی و همچنین هشدار های ایمنی وصرفه جویی، نهاد های موازی فرهنگی و دینی ما می توانند با دعوتی فراگیر به ارزشهای انسانی دینی علاوه بر ایام محرم وصفر ودر قالبها وبسته بندیهای هنری و هنر مندانه از جمله فیلم تاتر نقاشی و به نظر من علی الخصوص شعر فاخر و تاثیر کذار (همچون سعدی و مولوی و...)علاوه بر مقاومت در برابر ناتوی فرهنگی  شاهد سیطرۀ فرهنگی  و نفوذ روز افزون  ارزشهای اسلامی در غرب تهی و تشنۀ اخلاق باشند.

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387 ساعت 21:51  توسط جواد وکیلی  | 

قلم...

واقعا نوشتن احساس خوبی به انسان میدهد علی الخصوص که با قلم بر صفحه سفید کاغذ بنویسی.آن لحظه ای که تصمیم میگیری بنویسی واقعا قلم با تمام اندام قلمی اش وسوسه ات می کند که خاطر سفید و پاک کاغذ را مشوش کنی .

هر چند که قدرت نوشتار قلم بالقوه و بالفعل تحت تاثیر اندیشه ایست که آن را بر صفحه کاغذ می رقصاند ولیکن قدرت جاذبه و تحولی که در ذات آن مستقر است به مناسبت توجه و قداستی است که خداوند متعال برای آن قائل شده است واین است که نظاره بر قلم باعث می شودهمانند نظاره بر کوه و صحرا و دریا و خورشید و ماه  که آیاتی از قدرت الهی هستند.آدمی  در لذتی مبهم فرو رود.

 خداوند به ظرفهای مادی چون مکه، وادی مقدس طوی و سینا و مسجد الاقصی و مدینه و کوفه و کربلا حرمتی به عظمت اعمال ابراهیم (ع) و هاجر(س) و موسی(ع) و مریم (س) و رسول اکرم(ص) و علی (ع) و حسن(ع) و ابا عبدالله الحسین عطا کرده است. قلم نیز به برکت نگارش فرامین الهی بر لوح خلقت می بایست چنین عظمت و حرمتی داشته باشند.

 و حال این ابزار مقدس در دست من و توست  که کاغذها را عاشق کنیم یا عاقل، بنویسیم از شاهزاده ها و گداها و شاهزاده هایی که گدا می شوند و گداهایی که شاه می شوند.

 می توانیم غزل یا قصیده و رباعی بنویسیم و یا قصه دلداده هایی که دلنوشته ایشان اساس رسم مشق عشق گشته است. و امیدوارم هیچگاه هوس نکنیم به حریمهایی تجاوز کنیم که قلممان از بیان آن شرمگین   باشد که به نظر من شکستن حرمت قلم همانند شکستن حرمت کعبه و بی احترامی به همه نگاشته های با ارزش و مقدسی است که قلم از ازل تا ابد،نگاشته وخواهد نگاشت.                   

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 ساعت 20:38  توسط جواد وکیلی  | 

تحلیل شاه عباسی اقتصاد

شاه عباس از وزير خود پرسيد:"امسال اوضاع اقتصادي كشور چگونه است؟"

وزير گفت:"الحمدالله به گونه اي است كه تمام پينه دوزان توانستند به زيارت كعبه روند!"

 

شاه عباس گفت:"نادان! اگر اوضاع مالي مردم خوب بود مي بايست كفاشان به مكه مي رفتند نه پينه دوزان، چون مردم نمي توانند كفش بخرند ناچار به تعميرش مي پردازند، بررسي كن و علت آن را پيدا نما تا كار را اصلاح كنيم."

 

تحليل حكايت:

1- يك شاخص مناسب مي تواند در عين سادگي بيانگر وضعيت كل سازمان باشد.
2- در تحليل شاخص بايد جنبه هاي مختلف را بررسي نمود. گاهي بهبود ناگهاني يك شاخص بيانگر رشدهاي سرطاني و ناموزون سيستم است.

 باتشکر از دکتر قدیری

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387 ساعت 19:7  توسط جواد وکیلی  | 

پدران غزه سربلندان امتحان ابراهیمی

عید قربان است امروز برای رضای خدا مسلمانان و حجاج  گوسفند و شتر و گاو قربانی می کنند .ولیکن امروز پدرانی غریب، در جایی قریب به مدفن ابراهیم خلیل الله برای نشان دادن پایداری در مسلمانی خود و ایستادگی در برابر جالوتیان فرزندان برومند خویش را قربانی آرمان بلند فلسطین می کنند.

           آری آنها مسلمانانی هستند که دارند قربانی جهالت عربی می شوند .

آنها قربانی می شوند که حماس حماسه سازی چون حزب الله نباشد تا عرصه را بر مجاهدین نهروانی القاعده تنگ ننمایند والقاعده؛این عروسک دست ساز شاهزاده های وهابی  و بازیگر صحنه های گارگردانی شده استعمار انگلیس و آمریکا بتواند به وهم خود ناجی مسلمانان، از استعمار و خطر شیعیان رافضی باشد.

عمق فاجعه آنچنان است که سالیان سال نگاشتن نیز تکاپوی بیان اندکی از مصائب این قربانیان توطئه های کثیف را نمی دهد .

وبهترین جمله ای که می توانم بگویم این است : اگر در خانه کسی هست یک حرف بس است.

|+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387 ساعت 17:40  توسط جواد وکیلی  | 

                               عید سعید قربان مبارک

|+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387 ساعت 7:56  توسط جواد وکیلی  | 

اصولگرایان که فقط به اصول خود معتقدند
                                  

صحبت های دلسوزانۀ مقام معظم رهبری در هفته های اخیر در جمع کارگزاران حج که اصولگرایان را موظف به رعایت بعضی از اصول می کرد ما را امیدوار به رعایت بعضی دوستان کرد

اما اجلاس هفتۀ پیش شورای اصولگرایی کرمان وموضع گیری منصوبین آن این حقیر را به عنوان کوچکترین عضو طیف رایحۀ خوش خدمت مجبور به بیان بعضی مسائل وهشدارها می نماید.

از طرفی عدم دعوت و حضور نمایندگان رایحۀ خوش خدمت در این شورا و بیانات ریاست منتخب این شورا این شائبه را حداقل در ذهن این حقیر متبلور می کند که این دوستان رایحه خوش خدمت را خارج از دایرۀ اصولگرایی می دانند .

از طرف دیگر بیانات سخنگوی این شورا که به صورت ضمنی مبنی برامکان عدم حمایت از ریاست جمهوی دکتر احمدی نژاد توسط این شورای به اصطلاح اصولگرایی بود و همچنین حضور نا به هنگام قالیباف شهردار تهران درست چند روز مانده به برگزاری اجلاس شهرداران آسیایی پیامهایی نا مبارک را منتشر می کند.که مضمون آن می تواند  علاوه بر به وجود آوردن حاشیه ای غیر موجه در جریان انتخابات ریاست جمهوری علاقۀ آنان به خفه کردن جریان اصولگرایی آرمان خواه وانقلابی جوان به نفع محافظه کارانی که نام اصوگرایی را در تبعیت از  لجاجت وپابرجایی بعضی از دوستان بر اصول خودخوانده ، نخ نما وچهار چوب های تشکیلاتی سست شده ، تعریف می کنند بینجامد. و این وزن کشی چه برای باز سازی تشکیلاتی  و یا هر هدف دیگری که باشد حاکی از این است که دوستان سنتی ما اصلاً حاضر نیستند حضور پر قدرت نسل دوم وسوم اصولگرایانی که هنوز در دام محافظه کاری سیاسی نیفتاده اند وپیروزی در انتخابات شورای شهر دوم ، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم را مدیون بلامنازع آنان بودند، بر تایند؛حتی اگر به نتایجی بدتر از شورای سوم ومجلس هشتم در استان مبدل گردد.واین عملکرد و اصرار بر سناریوی همه یا هیچ ،می تواند این هشدار را در پی داشته باشد که با بی تدبیری این اصطحکاک درون گروهی که با تذکر رهبری معظم و حسن نیت وعدم موضع گیری دوستان رایحۀ خوش با توجه به وزن سنگین کنونی خود در کشور واستان امید به رفع آن می رفت .ّمی تواند آنچنان  حرارتی تولید کند که اتش بر خشک و تر بیندازد ودودی تولید کند که تا سالها نه رایحۀ خوش خدمتی به مشام مردم کرمان برسد ونه امیدی به استقرار هوای تازه ای در استان داشته باشیم .

امید وارم دوستان با تدبیر ودقتی مبتنی بر دوری از بعضی بد سلیقگی ها و توطئه های مغرضین معلوم الحال راه را برای حضور پر قدرت تفکر اصولگرایی مورد توجه رهبری انقلاب در عرصه سیاسی استان جهت خدمتگزاری ،مهرورزی ،عدالتخو اهی و احترام به کرامت انسانی اهالی مومن وشریف استان پهناور کرمان و ایران اسلامی پدید آورند و مطمئن باشند که ما نیز از هرگونه تشریک مساعی وهمراهی با ایشان در این باره با تمامی توان استقبال می نمائیم.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387 ساعت 17:48  توسط جواد وکیلی  | 

فقط برای فلسطین
              

هفتۀ پیش هنگامی که در اخبار اسماعیل هنیه را در هنگام اقامه نماز بر سر شهدا و قربانیان جنایات صیهونیست ها دیدم بی اختیار ستون فقراتم لرزید. او را مردی دیدم با ابهت که بار مسئولیتش و دستان بسته اش بغضی خفه کننده را در حلقومش محکم کرده بود و صورت برافروخته اش دنیایی فریاد داشت.واز طرفی دعوت دوست عزیزم حاج الیاس از دوستانش برای نگارش در این باره؛ مشوقی شد تا سر زده از روی تکلیف اینگونه بنگارم:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387 ساعت 1:47  توسط جواد وکیلی  | 

بهانه
استیضاح کردان،واکنش به درج مطلبم در کرمان ما ؛رفتن دوست عزیزم مسعود یار رضوی از خبرگزاری فارس؛وزارت جناب محصولی؛ شایعۀ مدیر عاملی شرکت ملی مس مهندس جلال مآب ودلایل عدم انتصاب وی تا اکنون؛عدم توفیق جناب دهمرده استاندار کرمان در یافتن گزینه های مناسب برای جایگزینی معاونت های عمرانی و مالی وبرنامه ریزی؛کمی تا حدی جدی شدن حضور خاتمی در عرصۀ انتخابات،سفر انتخاباتی قالیباف به کرمان،سخنان مقام معظم رهبری در حمایت از دولت،واکنش به افاضات سخنگوی شورای اصولگرایان کرمان و هشدار به بعضی اصولگرایان لجوج و.... بهانه خوبی برای نوشتن صدها سطر مطلب در این چند صباح بود که احتیاج به تحلیل وبرسی مفصل وگذشت زمان برای باروری مطالب واز طرفی دیگر مشغله های فکری باعث شد از نوشتن خودداری کنم که ان شا الله در جای خود و به مرور در رابطه با آنهاد صحبت خواهم کرد.

ضمن عذر خواهی امید وارم با نظر شما دوستان بتوانم جبران مافات بنمایم.   

|+| نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387 ساعت 22:23  توسط جواد وکیلی  | 

تبریک به جناب رئوفی نژاد
                               

بدینوسیله انتصاب آقای دکتر رئوفی به استانداری زنجان را تبریک میگویم و برای ایشان از خداوند متعال توفیق و سر فرازی در خدمت به مردم را خواستارم.

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 ساعت 22:14  توسط جواد وکیلی  | 

اولین مطلب
لطفا فعلا به اینجا مراجعه کنید
|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 ساعت 7:34  توسط جواد وکیلی  |